چارچوب کلیدی برای ارزیابی چشم‌انداز ژئوپلیتیکی در ماه آوریل

آوریل ۲۰۲۶ نقطه عطف حیاتی در چشم‌انداز ژئوپلیتیکی کنونی است که تنها یک متغیر کلیدی دارد: اینکه آیا دولت ترامپ می‌تواند خروج خود از خاورمیانه را تا پایان ماه تکمیل کند یا خیر. دو سناریو به مسیرهای بعدی کاملاً متفاوتی منتهی می‌شوند، اما نتیجه اصلی روشن است: هیچ امکان وقوع جنگ جهانی سوم وجود ندارد، مقیاس درگیری بیش از این گسترش نخواهد یافت و تنها تفاوت در طول آن نهفته است.

در وضعیت کنونی خاورمیانه، مصر و ترکیه هنوز به طور مستقیم وارد درگیری نشده‌اند؛ ایالات متحده تنها قدرت غیرمنطقه‌ای است که رسماً وارد میدان شده است، در حالی که روسیه و بریتانیا تنها استراتژی مداخله حاشیه‌ای را اتخاذ کرده‌اند. آمادگی رزمی و قابلیت‌های لجستیکی ایالات متحده، اروپا و روسیه توسط دو جبهه درگیری روسیه و اوکراین و خاورمیانه به شدت تحلیل رفته است و آنها را از پایه از بنیان‌های مادی لازم برای تداوم یک جنگ جهانی بزرگ‌مقیاس محروم کرده است. تا زمانی که قدرت‌های بزرگ شرقی به طور مستقیم مداخله نکنند، جنگ به یک درگیری جهانی تبدیل نخواهد شد.

دو پیش‌نیاز برای وقوع جنگ جهانی سوم

از نظر تاریخی، زمینه اصلی وقوع جنگ‌های جهانی اول و دوم این بود که غرب بر بخش اعظم ظرفیت صنعتی جهان تسلط داشت، که منجر به مازاد شدید ظرفیت می‌شد و این مازاد باید از طریق جنگ از بین می‌رفت. در حال حاضر، مرکز ظرفیت تولید جهانی به آسیا منتقل شده است، در حالی که سایر مناطق عموماً با کمبود عرضه مواجه هستند؛ آنها به سادگی شرایط مادی لازم برای آغاز یک جنگ جهانی را ندارند.

شروع جنگ جهانی سوم مستلزم برآورده شدن یکی از دو پیش‌شرط زیر است:

۱. ایالات متحده، اروپا، ژاپن و کره جنوبی باید بازسازی منافع داخلی خود را تکمیل کرده، یک قدرت واحد مسلط ایجاد نموده و به یکپارچگی بازار داخلی دست یابند. ۲. ایالات متحده، اروپا، ژاپن و کره جنوبی باید منازعات داخلی خود را به طور کامل حل کرده و یک ائتلاف منسجم برای مقابله مشترک با ابرقدرت شرقی تشکیل دهند.

جهت‌گیری سیاست فعلی دولت ترامپ، در واقع، در حال ایجاد تفرقه بین آمریکا و اروپا و همچنین اتحاد آمریکا-ژاپن-کره جنوبی است. حداقل در طول دوره ریاست جمهوری ترامپ، غیرممکن است که اردوگاه غرب یک اتحاد استراتژیک منسجم تشکیل دهد. هر دو طرف در تلاش برای احیای قابلیت‌های تولیدی از طریق حمایت از صنایع دفاعی داخلی خود هستند، اما بودجه دفاعی محدود نمی‌تواند همزمان پاسخگوی نیازهای هر سه طرف باشد. یارانه‌های بیش از حد دفاعی، در واقع، سرزندگی اقتصاد غیرنظامی را خفه کرده و پتانسیل جنگی آنها را بیش از پیش تضعیف می‌کند.

اگرچه اروپا نمی‌تواند به خودکفایی انرژی دست یابد، اما در زمینه غذا تا حد زیادی خودکفا است و تنها برای خوراک دام به واردات متکی است؛ در همین حال، ژاپن و کره جنوبی با کمبود دوگانه انرژی و غذا مواجه هستند و کاملاً ناتوان از جنگ در مقیاس بزرگ هستند. در حال حاضر، اروپا نمی‌تواند روسیه را شکست دهد و ژاپن نمی‌تواند از دفاع‌های استراتژیک ابرقدرت شرقی عبور کند؛ تا زمانی که ابرقدرت شرقی به طور فعال مداخله نکند، امکان وقوع یک جنگ جهانی کاملاً منتفی است.

ارزیابی جدول زمانی ترامپ برای خروج از خاورمیانه

ارزیابی اصلی کنونی این است که ترامپ در ماه آوریل یک حمله نظامی گسترده را آغاز خواهد کرد و پس از آن، با احتمال بسیار زیاد، خروج از خاورمیانه را تا پایان ماه آوریل تکمیل خواهد کرد. این ارزیابی بر اساس محتوای آخرین سخنرانی تلویزیونی ملی ترامپ است. برخلاف اظهارات معمول و غیررسمی او در رسانه‌های اجتماعی، این سخنرانی رسمی صراحتاً اعلام کرد که «نیروهای آمریکایی تا حد زیادی به اهداف استراتژیک اصلی خود دست یافته‌اند». این بیانیه دو سیگنال واضح ارسال می‌کند:

۱. مقیاس جنگ بیش از این گسترش نخواهد یافت و هیچ احتمالی برای تشدید آن به یک درگیری جهانی وجود ندارد ۲. تمام اقدامات نظامی بعدی ماهیت نتیجه‌بخش خواهند داشت و به احتمال زیاد پس از یک عملیات بزرگ، خروج کامل صورت خواهد گرفت.

هدف اصلی ترامپ این است که در نهایت توافقنامه‌ای به نفع ایالات متحده امضا کند؛ اگر توافقی حاصل نشود، او به خروج مستقیم روی خواهد آورد. این منطق پیش از این در پرونده مادورو در ونزوئلا و مذاکرات روسیه و اوکراین به اثبات رسیده است: جایی که می‌توان توافقنامه‌ای امضا کرد، او از یک رژیم طرفدار آمریکا حمایت می‌کند؛ و جایی که نمی‌توان به توافقی دست یافت، او به ضررهای خود پایان می‌دهد و خارج می‌شود.

مهم‌ترین بازه زمانی برای مشاهده تحولات چشم‌انداز ژئوپلیتیکی آینده، اواخر آوریل است. تفاوت بین این دو سناریو صرفاً در مدت زمان درگیری‌ها در خاورمیانه نهفته است؛ هیچ‌کدام مسیر بنیادین نظم جهانی را تغییر نخواهند داد. بخش بعدی به تحلیل روندهای آینده در حوزه نفت، زغال‌سنگ، کودهای شیمیایی، کشاورزی و فلزات غیرآهنی ادامه خواهد داد.