ماهیت و تأثیر واقعی استیبلکوینها از دیدگاه حسابداری
پاسخ به این دیدگاه که استیبلکوینها «بدهی را مجدداً پولی میکنند»
اخیراً، بسیاری از تولیدکنندگان محتوا اظهار داشتهاند که استیبلکوینها امکان «پولیسازی مجدد» بدهی را فراهم میکنند؛ این استدلال حاوی یک خطای اساسی است، بهویژه آنکه اصطلاح «پولیسازی مجدد» کاملاً با منطق عملیاتی استیبلکوینها در تضاد است. استیبلکوینها فاقد قابلیتهای وثیقهگذاری، استیکینگ یا وامدهی هستند. برخلاف بانکهای سنتی، آنها نمیتوانند از طریق جذب سپرده و اثر ضریب پولی - که در آن یک دلار در سیستم بانکی میتواند از طریق وامدهی به چندین دلار در گردش تبدیل شود - پایه سرمایه خود را گسترش دهند، زیرا استیبلکوینها به طور کامل فاقد این ویژگی هستند.
اساساً، استیبلکوینها بیشتر شبیه سهام اشتراکی در داراییهای نگهداریشده توسط مؤسسه صادرکننده هستند. برای مثال، اگر یک صادرکننده ۱ میلیون دلار اوراق قرضه دولتی کوتاهمدت در اختیار داشته باشد و ۱ میلیون استیبلکوین صادر کند، هر استیبلکوین معادل ۱/۱,۰۰۰,۰۰۰ ام مالکیت آن اوراق قرضه است؛ در واقع، آنها گواهی سهام هستند تا ارز فیات.
کانالهای واقعی تأثیر استیبلکوینها بر نظام پولی
بسیاری از افراد کانالهایی را که از طریق آنها استیبلکوینها بر نظام پولی تأثیر میگذارند، اشتباه درک میکنند و معتقدند که فرآیند صدور استیبلکوینها باعث پولیسازی بدهی میشود. این یک تصور کاملاً غلط است. تأثیر استیبلکوینها بر M2 و ضریب پولی کاملاً در مرحلهای متمرکز است که در آن نهادها از وجوه جمعآوریشده برای خرید اوراق قرضه دولتی کوتاهمدت استفاده میکنند؛ این تأثیر هیچ ارتباط مستقیمی با خود فرآیند صدور استیبلکوینها ندارد.
این تأثیر خاص را میتوان به دو مرحله تقسیم کرد:
اثر تنگنای نقدینگی کوتاهمدت
اگر در کوتاهمدت، مقدار زیادی سرمایه برای خرید استیبلکوینها استفاده شود، این وجوه از سیستم بانکی به بازار اوراق قرضه دولتی کوتاهمدت منتقل میشوند. اگر این پول در بانکها باقی میماند، میتوانستند از طریق وامدهی و با استفاده از ضریب پولی، نقدینگی بازار را پشتیبانی کنند. با این حال، هنگامی که این وجوه برای خرید اوراق قرضه دولتی کوتاهمدت استفاده میشوند، موقتاً سیستم اعتباری بانکی را ترک میکنند؛ آنها نمیتوانند در کوتاهمدت اثر ضریب پولی ایجاد کنند و در عوض ممکن است باعث تنگنای نقدینگی بازار شوند.
اثر گسترش نقدینگی در بلندمدت
در بلندمدت، این وجوه از طریق کانالهای مالی دولت به اقتصاد واقعی بازخواهند گشت. وجوهی که دولت ایالات متحده از طریق انتشار اسناد خزانه کوتاهمدت تأمین میکند، از طریق گسترش مالی—چه برای یارانهدهی به بخشهای واقعی مانند تولید، یا برای تأمین مالی رفاه اجتماعی و حقوق کارکنان دولت—به بازار تزریق خواهد شد. در نهایت، این وجوه به سیستم بانکی، کسبوکارها و خانوارها بازمیگردند و در نتیجه نقدینگی کلی بازار را افزایش میدهند.
به عبارت دیگر، تأثیر جریانهای سرمایهای مرتبط با استیبلکوین بر نقدینگی از فرآیند «ابتدا انقباض، سپس انبساط» پیروی میکند. جهت نهایی جریانهای سرمایه کاملاً به تخصیص هزینههای بودجه کل بستگی دارد. بخشهایی که تخصیصهای بودجهای دریافت میکنند از منابع مالی فراوانتری برخوردار خواهند شد، در حالی که بخشهای فاقد این تخصیصها با فشارهای تأمین مالی مواجه خواهند شد؛ برای مثال، صنعت داروسازی در سالهای اخیر به دلیل تعدیل در ساختار هزینههای دولتی، فشار مالی قابل توجهی را متحمل شده است.
منطق حسابداری پشت عملیات استیبلکوینها
برای درک کامل ماهیت استیبلکوینها، لازم است کل فرآیند را از منظر حسابداری بررسی کنیم: ۱. مرحله ثبتنام فردی: افراد از پول نقد برای ثبتنام در استیبلکوینها استفاده میکنند. در سمت داراییهای فرد، پول نقد کاهش مییابد در حالی که داراییهای استیبلکوین افزایش مییابد؛ در سمت بدهیهای صادرکننده، بدهیهای استیبلکوین افزایش مییابد (که در آینده هنگام بازخرید داراییهای کاربران به ازای پول نقد بازپرداخت میشود)، در حالی که در سمت داراییها، مبلغ معادلی از پول نقد اضافه میشود. ۲. مرحله خرید اوراق قرضه توسط نهادها: نهاد صادرکننده از وجوه جمعآوریشده برای خرید اسناد خزانه کوتاهمدت از خزانهداری ایالات متحده استفاده میکند. موجودی نقدی این نهاد کاهش مییابد، در حالی که موجودی اسناد خزانه کوتاهمدت آن افزایش مییابد؛ از سوی دیگر، در خزانهداری ایالات متحده، بدهیها به دلیل صدور اسناد خزانه افزایش مییابد، در حالی که داراییها به میزان معادل وجوه نقدی افزایش مییابد. ۳. مرحله هزینههای مالی: خزانهداری ایالات متحده وجوه حاصل از انتشار اوراق قرضه را از طریق هزینههای مالی به اقتصاد واقعی هدایت میکند، و در این فرآیند، پول نقد به سیستم بانکی و دستان فعالان بازار بازمیگردد. ۴. مرحله بازخرید: اگر کاربر استیبلکوینها را بازخرید کند، صادرکننده برای تأمین نقدینگی لازم جهت بازخرید، مجبور به فروش اوراق قرضه کوتاهمدت خزانهداری میشود و همزمان بدهی استیبلکوین متناظر را نیز لغو میکند.
در طول این فرآیند، استیبلکوین صرفاً به عنوان گواهیای که نماینده بخشی از اوراق قرضه دولتی است، وجود دارد؛ این ارز دیجیتال خود اعتباری جدید ایجاد نمیکند و بنابراین، عملکرد به اصطلاح «بازتأمین مالی بدهی» را انجام نمیدهد. بسیاری از افراد معتقدند که صدور استیبلکوین معادل بازتأمین مالی اوراق قرضه دولتی است؛ این اساساً رابطه بین گواهی و دارایی پایه را مبهم میکند و گواهی سهامی را به عنوان ابزاری برای خلق اعتبار در نظر میگیرد.