ارزیابی سرعت مذاکرات آمریکا و ایران

در حال حاضر، دیدگاه غالب این است که آمریکا و ایران در نهایت وارد مذاکرات صلح خواهند شد. احتمالاً سرعت این روند آیینه‌ای از جنگ تعرفه‌ها و جنگ تجاری خواهد بود: یک فرآیند طولانی از مذاکرات رفت و برگشتی که زمان زیادی خواهد برد. با این حال، چارچوب کلی ممکن است تا پایان آوریل نهایی شود. نمی‌توان این احتمال را رد کرد که پیش از آن یک دور نهایی چانه‌زنی سخت وجود داشته باشد، و همچنین اینکه پیچیدگی‌های غیرمنتظره‌ای در طول مذاکرات پیش آید. همچنین ممکن است آمریکا تلاش کند تا مواد هسته‌ای را مصادره کند، یا اینکه اسرائیل یک ترور را انجام دهد. با این وجود، دیدگاه کنونی همچنان این است که احتمال زیادی وجود دارد که تا پایان ماه آوریل به یک راه‌حل دست یافت.

ماهیت طولانی‌مدت درگیری خاورمیانه

اما آیا یک توافق واحد واقعاً می‌تواند وضعیت در خاورمیانه را تثبیت کند؟ البته که نه؛ این تفاوتی با جنگ‌های تعرفه‌ای و تجاری آمریکا و چین ندارد. ایالات متحده و چین جنگ تعرفه‌ای خود را در آوریل ۲۰۲۵ آغاز کردند؛ در پی آن، ترامپ عقب‌نشینی کرد. پس از آنکه بازارهای مالی تثبیت شدند، ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۵ با شدت بیشتری بازگشت و «قوانین نفوذی کنترل صادرات» را معرفی کرد. در پاسخ، چین کنترل‌های بی‌سابقه‌ای بر عناصر کمیاب اعمال کرد و مقرر داشت که هر محصولی که حاوی حتی ۰.۱ درصد از عناصر کمیاب چینی باشد، مشمول مقررات قرار گیرد.

این آخرین حمله به ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل نیز با هدف کسب اهرم فشار بیشتر برای مذاکرات با چین انجام شده است. تاکنون دست‌کم سه موج مانور استراتژیک بین چین و آمریکا صورت گرفته است. تقابل بین چین و آمریکا نه تنها یک مبارزه طولانی‌مدت است، بلکه درگیری بین آمریکا، ایران و اسرائیل نیز طولانی‌مدت خواهد بود. پس از یک دوره آرامش چند ماهه، موج دیگری ناگزیر به دنبال خواهد آمد. علاوه بر این، با وجود شش جنگ که پیش از این در خاورمیانه به راه افتاده است، دستیابی به صلح پایدار از طریق یک توافق واحد غیرممکن است. با این حال، یک دوره کوتاه صلح پیش از پایان آوریل همچنان یک احتمال است؛ این صرفاً یک گمانه‌زنی شخصی است و ممکن است دقیق نباشد.

اگر ارزیابی من نادرست از آب درآید و درگیری تا ماه مه ادامه یابد، آنگاه من با توجه به دانش محدودم، نمی‌توانم حرکت بعدی ترامپ را پیش‌بینی کنم. اما واقعاً تمام تلاشم را کرده‌ام. بر اساس قضاوت فعلی من، درگیری باید تا پایان ماه آوریل به طور قابل توجهی کاهش یابد. اگر درگیری تا ماه مه ادامه یابد، استراتژی خود را تعدیل خواهیم کرد. اگر قضاوت من اشتباه باشد، تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که به سرعت خود را با وضعیت جدید وفق دهیم.

استراتژی برای پوشش ریسک در هر دو جهت

تا به امروز، ایمن‌ترین رویکرد، پوشش ریسک در هر دو جهت است. به‌طور ساده، دیدگاه من خنثی است. من معتقد نیستم که ترامپ خاورمیانه را ناپایدار خواهد کرد، و همچنین باور ندارم که او فوراً عقب‌نشینی خواهد کرد. من معتقدم ترامپ چندین بار در مورد مذاکرات نوسان خواهد داشت و تنها در پایان آوریل یک نتیجه رسمی حاصل خواهد شد.

بنابراین، من باید در برابر هر دو خطر تهاجمی و مسالمت‌آمیز محافظت کنم:

  • خطر تهاجمی: ادامه درگیری‌ها تا ماه مه، منجر به سقوط بازار شود
  • ریسک صلح‌طلبانه: ترامپ ناگهان کوتاه بیاید و باعث شود ما فرصت خرید را از دست بدهیم.

وضعیت کنونی و آینده هژمونی دلار آمریکا

ما پیش از این در دو ویدیوی قبلی، هژمونی به اصطلاح دلار آمریکا را مورد بحث قرار داده‌ایم. از دست دادن خاورمیانه بدون شک بر هژمونی دلار آمریکا تأثیر خواهد گذاشت؛ در این شکی نیست. با این حال، هژمونی دلار آمریکا یک شبه بر هم نخواهد خورد؛ رسانه‌ها این وضعیت را تا حدی بزرگ‌نمایی کرده‌اند.

اگر آمریکا نگران هژمونی دلار است، اهداف بعدی آن تسویه غلات اوکراین و مواد معدنی آمریکای جنوبی به دلار خواهد بود. اجرای این کار بسیار ساده‌تر از رویارویی مستقیم با ایران است. آمریکا با سازماندهی چندین انقلاب رنگی در آمریکای جنوبی، نفوذ قوی‌ای در این قاره دارد. در ۷ آوریل، بندر دونگدا پروتکلی را با اوکراین در مورد الزامات بازرسی، قرنطینه و بهداشت برای صادرات آرد گندم اوکراین به چین امضا کرد؛ این امر ممکن است نشان دهد که دونگدا در حال تهیه طرح‌های اضطراری برای تأمین غلات آینده است. پس از بروز درگیری بین ایالات متحده و ایران، دونگدا فوراً همکاری خود در زمینه گاز طبیعی با ترکمنستان را گسترش داد.

به جز پیوند دادن نفت، غلات و مواد معدنی، ساده‌ترین راه برای بازگرداندن قدرت خرید دلار در واقع کاهش شدید تعرفه‌ها بر واردات چین است. تا زمانی که پول چاپ‌شده بتواند کالاهای بیشتری بخرد، قدرت خرید می‌تواند به طور مؤثر افزایش یابد. تا زمانی که ترامپ بخواهد پیروز شود، راه‌های مختلفی برای اعلام پیروزی در اختیار دارد. به عنوان مثال، او می‌تواند موارد زیر را تبلیغ کند:

  • دلیل تمایل ایران به مذاکره این است که از تهدید جنگ آمریکا می‌ترسد
  • دلیل موفقیت مذاکرات این است که ایران متعهد شده است سلاح هسته‌ای تولید نکند
  • دلیل کاهش تعرفه‌ها بر چین این است که چین متعهد شده است در آمریکا سرمایه‌گذاری کند

در این مرحله، هیچ‌یک از سخنان ترامپ مرا شگفت‌زده نمی‌کند. البته، این‌ها صرفاً اقدامات موقتی برای طولانی کردن عمر هژمونی دلار هستند. مگر اینکه ایالات متحده سیستم مالی خود را اصلاح کند، قدرت دولت فدرال را محدود سازد و با غول‌های انحصاری برخورد کند، هژمونی دلار دیر یا زود تضعیف خواهد شد.

مدل اساسی هژمونی دلار یک چرخه گردش است: استفاده از دلار برای گره زدن کالاهای مختلف. در واقع، این یک خروج سرمایه است؛ تمرکز صرف بر آنچه خارج می‌شود بدون در نظر گرفتن آنچه وارد می‌شود، به سرنوشت ین می‌انجامد. ژاپن در گذشته پول زیادی چاپ کرد، اما در نهایت، همه‌اش به بازارهای دیگر برای گمانه‌زنی روی دارایی‌های کشورهای دیگر سرازیر شد.

اگر هدف بازگرداندن دلارهای خارج از کشور به ایالات متحده برای سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا و سهام آمریکا باشد، پیش‌نیاز این است که اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا و سهام آمریکا فرو نریزند. اگر هم اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا و هم سهام آمریکا سقوط کنند و ایالات متحده وارد رکود عمیق شود، حتی اگر تمام نفت جهان به دلار تسویه شود و شما دلار به دست آورید، باز هم نخواهید رفت که اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا یا سهام آمریکا را بخرید.

در سال ۲۰۰۸، هژمونی دلار آمریکا در اوج خود بود، اما پس از آنکه آمریکا برای نجات بازار پول چاپ کرد، در واقع مقادیر عظیمی از سرمایه به اروپا و چین سرازیر شد. در آن زمان، سرمایه چندملیتی آمریکا ترجیح می‌داد به جای آمریکا، در چین سرمایه‌گذاری کند. تنها پس از بحران بدهی اروپا و درگیری روسیه و اوکراین بود که سرمایه شروع به بازگشت به آمریکا از اروپا کرد. تنها پس از ترکیدن حباب املاک چین، کندی رشد متعاقب آن، و همزمان با افزایش نرخ بهره آمریکا بود که جریان بازگشت دلار آغاز شد.

هژمونی دلار صرفاً با گره زدن آن به نفت به طور خودکار ایجاد نمی‌شود؛ شما باید دلیلی برای بازگشت سرمایه فراهم کنید.