آوریل ۲۰۲۶: یک نقطه عطف سرنوشت‌ساز برای بازارهای جهانی

در ۳۰ مارس، چهار چارچوب تحلیلی حیاتی را که در حال حاضر بازار را شکل می‌دهند، خلاصه کردم؛ بگذارید مستقیماً به اصل مطلب بروم.

چرا آوریل پنجره حیاتی تعیین‌کننده جهت سال است

در اواخر سال ۲۰۲۵، من سه تاریخ کلیدی را شناسایی کردم: ژانویه، آوریل و اکتبر ۲۰۲۶. در آن زمان، جنگ در خاورمیانه هنوز آغاز نشده بود و ارزیابی من کاملاً بر اساس اصول مالی بود. اکنون، با متغیر اضافی درگیری، اهمیت ماه آوریل به شدت افزایش یافته است.

سه اصل اساسی بدون تغییر باقی می‌مانند:

۱. بانک ژاپن به احتمال زیاد در ماه آوریل به افزایش نرخ بهره ادامه خواهد داد. اگر ژاپن و اروپا همزمان نرخ‌ها را افزایش دهند، اوراق قرضه دولتی ژاپن و اروپا اولین کسانی خواهند بود که با مشکل مواجه می‌شوند. فروپاشی زنجیره سوآپ ارز و آربیتراژ پایه به طور مستقیم بازده اوراق قرضه خزانه‌داری بلندمدت آمریکا را افزایش خواهد داد؛ افزایش نرخ‌های بدون ریسک به طور مستقیم سهام فناوری با ارزش‌گذاری بالا را له خواهد کرد و سرمایه جهانی به طور کامل به سمت دارایی‌های فیزیکی سوق خواهد یافت. ۲. ایالات متحده در ۱ آوریل تسهیل مقررات ESLR را اجرا خواهد کرد؛ این آخرین آزمون پیش از گسترش ترازنامه است. اگر مؤسسات مالی پس از تسهیل مقررات همچنان تمایلی به نگهداری اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا نداشته باشند، فدرال رزرو چاره‌ای جز گسترش مستقیم ترازنامه‌اش نخواهد داشت و برای خزانه‌داری و وزارت دفاع یک شبکه ایمنی فراهم خواهد کرد. ۳. سطح ۷۰۰۰ واحدی در S&P یک سقف سخت است. از پایین‌ترین حد ۴۸۳۵ تا نقطه عطف کلیدی ۵۵۵۷، تفاوت ۷۲۲ واحد است؛ یک رشد ۱۰۰ درصدی به ۶۲۸۰ و یک رشد ۲۰۰ درصدی دقیقاً به ۷۰۰۲ خواهد رسید. پیش از این، یک عقب‌نشینی ۲۰ درصدی حداکثر محدوده‌ای بود که ترامپ می‌توانست تحمل کند، که معادل ۵۵۵۷ واحد بود.

بزرگترین تفاوت بین اکنون و آوریل ۲۰۲۵ این است که ترامپ تمام برگ‌های برنده‌اش را بازی کرده است. در سال ۲۰۲۵، او می‌توانست بازار را از طریق سیاست‌های تعرفه‌ای، کاهش مالیات و تحت فشار قرار دادن متحدان برای خرید اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا حمایت کند؛ اکنون، هیچ‌کدام از این تاکتیک‌ها کارساز نیستند. بازار دیگر به لفاظی‌های توخالی او باور ندارد.

اگر تا پایان ماه آوریل نیروهای نظامی از خاورمیانه خارج نشوند و شاخص اس‌اندپی به ۵۵۵۷ سقوط کند، هرگونه جهش بعدی تنها یک قله‌ی ثانویه تشکیل داده و سپس کاهش ادامه خواهد یافت. تنها یک خروج به‌موقع امکان بهبود پس از سقوط را فراهم می‌کند که به دوره‌ای از تثبیت گسترده در سطوح بالاتر منجر می‌شود.

مایکروسافت و متا از اوج خود ۳۵ درصد سقوط کرده‌اند و به کف‌های مشاهده‌شده در طول جنگ تعرفه‌ای ۲۰۲۵ نزدیک می‌شوند. هرچه درگیری در خاورمیانه طولانی‌تر شود، زیان ترامپ بیشتر خواهد شد؛ این کار هیچ سودی برای او ندارد. او جنگ اشتباهی را در زمان اشتباهی آغاز کرد و اکنون تنها گزینه‌اش این است که به زیان‌های خود پایان دهد.

استراتژی کلی برای کلاس‌های اصلی دارایی

طلا و نقره: در حال حاضر در یک فاز تثبیت در یک روند صعودی قرار دارند؛ به محض تأیید انتظارات در مورد گسترش ترازنامه فدرال رزرو، از سطوح اوج قبلی خود عبور خواهند کرد. پریمیم جنگ صرفاً یک کاتالیزور است؛ منطق اصلی همچنان تضعیف اعتبار دلار آمریکا باقی می‌ماند.

نفت: قیمت‌ها در کوتاه‌مدت با حمایت کاهش تولید اوپک پلاس و تشدید شده توسط ریسک‌های جنگ، در محدوده ۸۰ تا ۱۰۰ دلار نوسان خواهند کرد. در صورت تشدید اوضاع در خاورمیانه، افزایش قیمت به ۱۲۰ دلار منتفی نیست، هرچند این افزایش دوام طولانی نخواهد داشت. قیمت‌های بالای نفت فشار زیادی بر تورم آمریکا وارد می‌کند و ترامپ اجازه نخواهد داد که این قیمت‌ها برای مدت طولانی بالا باقی بمانند.

زغال‌سنگ: توازن حساس بین عرضه و تقاضای داخلی بدون تغییر باقی می‌ماند و انتظار می‌رود پیش از اوج مصرف برق در تابستان، یک جهش قطعی در بازار رخ دهد. قیمت‌های بین‌المللی زغال‌سنگ همگام با قیمت‌های انرژی افزایش خواهد یافت، اما قیمت‌های داخلی توسط سیاست‌ها محدود شده است، بنابراین انتظارات نباید بیش از حد بالا باشد.

کشاورزی: منطق امنیت غذایی جهانی همچنان معتبر است. ترکیب درگیری روسیه و اوکراین، آب و هوای شدید و قیمت‌های بالای کود به این معناست که قیمت مواد غذایی اصلی بیشتر احتمال دارد افزایش یابد تا کاهش. تمرکز باید بر اوراق بهادار مرتبط با تجارت بذر و غلات باشد.

فلزات صنعتی: با توجه به اینکه تقاضا تحت تأثیر موانع اقتصادی جهانی و عرضه تحت محدودیت سیاست‌های کشورهای غنی از منابع قرار دارد، به نظر می‌رسد بازار کلی با نوسان و واگرایی مواجه شود. تقاضا برای فلزات اساسی مانند مس و آلومینیوم همچنان ضعیف است، در حالی که قیمت فلزات انرژی جدید مانند لیتیم و کبالت از قبل به سطوحی کاهش یافته است که ارزش سرمایه‌گذاری بلندمدت را ارائه می‌دهند.

سه معیار برای یک TACO ترامپ

بازار در حال گمانه‌زنی است که آیا ترامپ در ماه آوریل یک TACO را اجرا خواهد کرد یا خیر. من سه معیار واضح ارائه می‌دهم؛ اگر هر دو مورد از آنها برآورده شود، این امر محقق خواهد شد:

۱. اسرائیل حملات هوایی علیه اهداف نظامی در خاک ایران انجام دهد، اما به جنگ زمینی کشیده نشود ۲. قیمت نفت در کوتاه‌مدت از ۹۵ دلار فراتر رود، اما به سرعت کاهش یابد ۳. شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ به زیر ۵۸۰۰ واحد سقوط کند و هشدار ریسک سیستمی را فعال سازد

توجه داشته باشید که «تاکو» به معنای خروج کامل از خاورمیانه نیست؛ بلکه شامل انجام یک حمله هوایی گسترده برای نشان دادن موضع سخت‌گیرانه در ابتدا، سپس اعلام «ماموریت انجام شد» و خروج تدریجی نیروهای نظامی است. این رویکرد منافع مجتمع نظامی-صنعتی داخلی را حفظ می‌کند، توضیحی قانع‌کننده به رأی‌دهندگان ارائه می‌دهد و همزمان از فلج شدن اقتصاد توسط یک جنگ طولانی‌مدت جلوگیری می‌کند.

بسیاری معتقدند که ترامپ تا آخر سرسخت خواهد ماند، اما این درک نادرستی از هدف اصلی اوست. آنچه او به دنبال آن است پیروزی انتخاباتی است، نه پیروزی نظامی. یک جنگ طولانی‌مدت تنها باعث ادامه سقوط بازار سهام می‌شود که به نارضایتی رأی‌دهندگان منجر می‌گردد. کاهش به موقع زیان‌ها و بازگرداندن تمرکز به اقتصاد، بهترین انتخاب است.

دو سناریو برای افزایش نرخ بهره آمریکا

در حال حاضر، در بازار اختلاف نظر قابل توجهی در مورد اینکه آیا فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش خواهد داد یا خیر، وجود دارد. من تنها دو پیش‌بینی واضح دارم:

  • اگر نرخ‌ها افزایش یابد: بازده اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا به سرعت افزایش خواهد یافت، سهام آمریکا به زیر ۵۵۵۷ واحد سقوط خواهد کرد، دارایی‌های پرریسک جهانی به طور جمعی سقوط خواهند کرد، دلار آمریکا در کوتاه‌مدت تقویت خواهد شد، طلا در ابتدا کاهش یافته و سپس افزایش خواهد یافت، و دارایی‌های فیزیکی تنها پناهگاه امن خواهند شد.
  • اگر نرخ‌ها افزایش نیابند: دلار آمریکا تضعیف خواهد شد، دارایی‌های پرریسک احیا خواهند شد، اما تورم دوباره ظهور خواهد کرد، فشار فروش بر اوراق قرضه بلندمدت خزانه‌داری آمریکا تشدید خواهد شد و در نهایت این مشکل باید از طریق گسترش ترازنامه حل شود.

وضعیت فعلی این است که فدرال رزرو بین تورم و ثبات مالی گرفتار شده است؛ هر مسیری را که انتخاب کند، در نهایت به تسهیل پولی منجر خواهد شد. تنها تفاوت این است که آیا به طور مستقیم نقدینگی تزریق می‌کند، یا ابتدا بازار را به سمت کف قیمت ناشی از وحشت می‌راند و سپس این کار را انجام می‌دهد.

استراتژی معاملاتی برای آینده

در ماه آوریل برای خرید در کف قیمت تلاش نکنید؛ منتظر سه سیگنال واضح باشید:

۱. ترامپ برنامه‌های خود را برای خروج نیروهای نظامی از خاورمیانه اعلام کند ۲. فدرال رزرو جهت‌گیری سیاست نرخ بهره خود را مشخص کند ۳. شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ سطح حمایت در حدود ۵۵۷۵.۵ واحد را آزمایش کند

تا زمانی که این سیگنال‌ها محقق نشوند، حجم معاملات خود را زیر ۳۰٪ نگه دارید و به دارایی‌های فیزیکی مانند طلا و نفت خام اولویت دهید؛ از سهام فناوری با ارزش بالا اجتناب کنید. نقدینگی حرف اول را می‌زند – قبل از اقدام، منتظر یک فرصت واضح باشید.